لاجوردی

اصالت دلنشین خطوط اسلیمی

لاجوردی

اصالت دلنشین خطوط اسلیمی

پرحرفی

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۱۲ ب.ظ

یک چیزی بین خودمان داشتیم:"نگاه کردن"،انگشت‌هایمان را روی لبمان فشار می‌دادیم و خیره می‌شدیم؛معنایش این بود که کلمه نداریم؛معنایش این بود که یکی دارد حرف‌هایش را پشت دروغ‌هایش پنهان می‌کند؛معنایش این بود که یکی‌مان خسته ست و حس می‌کند تمام بار دوست داشتن روی شانه‌هایش سنگینی می‌کند؛معنایش این بود که یکی از آنکه تنها قهرمان روایتمان باشد،به ستوه آمده.یکی از بی‌اطمینانی به مسیری که طی می‌کند،درمانده.یک چیزی بین خودمان داشتیم:"نگاه کردن".مستاصل و درمانده‌ام می‌کرد،کلمات اگر بود معنایی در ورایش،زندگی‌ای در زاویه دیدش،لحنی و صدایی در پیچ و خَمش،که بتواند رازها را برملا کند،آن اسرار درونی،آن حرف‌های مَگو سُر می خورد روی انحنای واژه‌ها و خلق می‌شد و پل‌های رابطه را روشن می‌کرد،کلمات که نبود و نگاه کردن بود،فضا سنگین می‌شد از حجم ناگفته‌ها،بازیگر می‌شدیم،سناریوهای مختلف را با بازی‌های زیر پوستی‌مان،برای هم بازی می‌کردیم؛راه در رو با کلمات و جملات ساختگی و دروغی درست می‌کردیم تا از دست "نگاه کردن‌"ها خلاص بشویم تا از مقابل انگشت محکومیت جان سالم به در بریم.ذهنیاتمان با هم همکلام می‌شدند و قلبمان ساکت می‌ماند.هر دو در دوست داشتنی دست و پا می زدیم که می‌ترسیدیم نفس‌های آخرش باشد و هربار با حرف زدن‌های بی‌حساب،بیشتر جان مایه‌اش را تهی می‌کردیم.یک چیزی بین خودمان داشتیم"نگاه کردن"که افسرده و غمگینم می‌کرد،دستپاچه‌ام می‌کرد که معنایش را نمی‌دانستم،که شبیه تمام ناشناخته‌ها بود برایم،که وادارم می‌کرد دوباره به آغوش تنهایی‌هایم پناه ببرم.

۹۷/۰۲/۲۸
صبا ...

لاجوردی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی