.


جهاد اکبر من با جهاد اکبر تو متفاوت است

در استوری‌های اخیر جناب دخانچی متن‌هایی منتشر شد که در نوع خود قابل تامل است:

]فرق است بین"میل"و"تقاضا"،در دل تقاضا که به واسطه"زبان"عرضه می‌شود"میل" خوابیده است.کودک تقاضایش آب است و میل او رفع تشنگی.سیاستمداری که از اهمیت قانون حرف می‌زند،برایش قانون مهم نیست،میلش اطاعت شهروندان است.زبان همیشه میل را در حالی سانسور می‌کند که از آن ردپایی می‌گذارد.علت ناملایمتی ما،دست نیافتن به تقاضایمان نیست،ما از میل محروم شدیم.برای فهم افراد،از طریق تقاضایشان به میل آن‌ها پی ببرید.شنیدید می‌پرسند:پس چه مرگشه؟یا منظورش چیه؟یعنی در پس تقاضاهای عجیب و غریبش چه میلی پنهان شده است؟[

]یکی از مشکلات کشورما این است که آن‌ها که قدرت را در دست دارند حسی از اینکه قدرت در دست دارند،ندارند و لذا امکان احساس مسئولیت از آن ها سلب می‌شود.آن‌ها همواره خود را در معرض خطر یک اپوزیسیون می‌پندارند یا خود را بزرگترین اپوزیسیون می‌دانند.برای همین است که وقتی می‌گویی پس وضع موجود،نتیجه چیست؟می‌گویند تقصیر آن‌هاست.همیشه "آن‌هایی" وجود دارند که مقصرند.درایران به خاطر انتشار منابع قدرت و رقابت دائمی میان آن‌ها،هسته‌ای که امکان قبول مسئولیت داشته باشد،وجود ندارد.سوال چرا این گونه است؟[

]به همین خاطر است که اپوزیسیون در ایران همواره از دل قدرت برمیاید ولی هیچ وقت نمی‌تواند کارکرد اپوزیسیونی داشته باشد.چون اساسا خود پوزیسیون نیز کارکردی ندارد.فضای مجازی نیز این روند را تشدید کرده است و امکان"رادیکال"بودن را از همه چیز گرفته‌اند.برای همین نه دختران خیابان انقلاب رادیکالن نه احمدی نژاد نه روحانی نه سپاه نه اعتراض در شهرستان‌ها نه هیچ کس.[

]بین اخلاق‌گرایان و قانون گرایان نزاعی قدیمی وجود داشت.قانون‌گرایان در حالی که تعدادشان کمتر بود به کنترل بدن اعتقاد داشتند و اخلاق‌مداران به تسلط بر نفس.قانون‌گرایان با پیشرفت تکنولوژی قدرت بیشتری یافتند و هر روز با قوانین جدید که وضع می‌کردند اخلاق‌گرایان قانون شکن را به حاشیه می‌برند.اخلاق‌گرایان با هم متحد شدند و علیه قانون‌گرایان شوریدند و آن‌ها را از بین بردند و خود بر مسند آنان نشستند.آرام آرام اخلاق‌گرایان قانون‌مداران جدید شدند و قانون‌مداران سابق اخلاق‌مداران جدید.قدرت اخلاق‌گرایان قدیمی به کنترل بدن تقلیل یافت و قانون‌مداران قدیمی جسم و روح و قلب و حتی نفس را هم در اختیار گرفتند.[

]ما با جبر عقده(کامپلکس‌ها)بزرگ می‌شویم.عقده‌ها هیچ‌گاه از بین نمی‌روند و عقده هر کس با دیگری فرق می‌کند.فرآیند کشف عقده و تسلط و مهار عقده را در ادبیات دینی مبارزه با نفس می‌گویند و برای همین جهاد اکبر من با جهاد اکبر تو متفاوت است چون من و تو عقده‌های متفاوتی داریم.برای کشف عقده هم می‌توان از دین بهره جست هم از فروید و یونگ.مهم کشف و مهار و رام کردن آن است.رام کردن عقده،ما را اخلاقی می‌کند و جامعه بی‌اخلاق جامعه‌ای ست که در مهار عقده‌های خود شکست خورده است.لحظه شکست پروژه مهار عقده‌هاست که استیت متولد می‌شود.استیت زاییده جامعه‌ای ست که در مهار عقده‌ها به تسلط بر بدن رو آورده است.عمر و معاویه این را خوب فهمیده بودند.[

اینا همه ش مال دخانچی بود؟
ما منتظر بودیم یکم تامل کنید شما توشون خب :)
شما خیلی بی مزه ای! 
خودت بی مزه ای :|
:))) 
بعدشم تازه یادم اومد شما کی هستین!
سلام :)
سلام
خیلی متن ثقیلی بود برای من راستش😊
اتفاقا جز متن های ساده اش هست:)  
Designed By Erfan Powered by Bayan