لاجوردی

اصالت دلنشین خطوط اسلیمی

لاجوردی

اصالت دلنشین خطوط اسلیمی

برای پدر

شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۱۸ ب.ظ

سریال پدر رو یا دیدین یا شرحش رو شنیدین،پرحاشیه ست با محوریت موضوع تکراری علاقه دختر پر شر و شور به پسر مذهبی که پیش از این هم درقالب سینمایی و سریال ازش ساخته شده و دست اندرکارانش احتمالا می خوان چند تا پیام رو با این قبیل آثار به ما ارائه بدن از جمله اینکه:عشق به مذهب می تونه ما رو رستگار کنه،علاقه بین دو نفر با دو دنیای متفاوت می تونه به درک بهتر این دو قشر که در تضاد با هم هستن،کمک بکنه و تفاهم رو رقم بزنه.روایت های خلاف جهت رودخانه از عشق پسر فقیر به دختر ثروتمند تا عشق دختر بی قید به پسر مذهبی هم معمولا مخاطب جذب می کنه و البته آدم هایی با حال و هوای بلوغ نوجوانی رو پای تلویزیون می نشونه.ولی برای من شبیه فیلم های هندی هست که تاکید زیادی روی احساسات داره و از یک جایی به بعد تحمل دیدنش از توان من خارجه و به معنی واقعی کلمه حال بهم زنه!همونطور که عقل گرایی بیش از اندازه خسته کننده و کسالت آوره،احساسات بیش از حد هم می تونه تحقیر آمیز و حوصله سر بر باشه.بهرحال عشق رو با چالش ها،با معنا و عمقش،با محک خوردن شخصیت و کمال و اسرار آمیز بودنش و نشانه های روشن مرتبط تر می دونم تا این ابراز های زبانی و هرلحظه ای و سطحی.

از آن جایی که این سریال همه رسانه ها اعم از تلویزیون و فضای مجازی رو در سیطره خودش داره،اگر هم نخواهید،باز هم در معرض اطلاعات و قصه و واکنش های مخاطبانش قرار می گیرید.امروز هم مصاحبه ای با خانمی در برنامه ایرانیوم پخش شده که بیان کرده روایت زندگیش شبیه این سریال هست.واکنش ها هم یا در تایید بود که آفرین که علاقه ات رو ابراز کردی و یا در رد این قضیه که مگه حیا نداری خانم.من کاری به رد و تاییدش ندارم فقط جا مونده بودم روی قسمتی از صحبت های خانم که گفتن شش ماه چهل بار در روز به آقا زنگ می زدن برای ابراز عشق!فکر کردم این دیگه نمی تونه علاقه باشه،دیگه مزاحمت محسوب میشه!حالا از این بخش های چیپ قضیه که بگذریم بعضی دخترها می گفتن خب حالا دیگه این مد می شه و دخترهایی با این روحیات میرن خواستگاری پسرهای مذهبی،من داشتم تو ذهنم تصور می کردم یک کرور دختر رو که شبیه طرفدارای گلزار دارن با دسته گل می دون دنبال پسرای مذهبی و در ادامه یک کرور پسر تسبیح به دست احتمالا،که خودشون رو از پنجره می اندازن پایین!در همین افکار به سر می بردم که آقای همکلاسی پیام داد،لازمه قبل از اینکه بگم محتوای پیام چی بود،این نکته رو بگم که دنیای اعتقادی من و ایشون یک چیزی در حد اختلاف 180 درجه در نگاه و سبک زندگی هست.پیام داده بود که "این سریال رو نگاه می کنید که دختر به پسر مذهبی علاقه مند شده،به نظرتون اگر برعکسش اتفاق بیفته چی میشه؟بهرحال دل آدم منطق که نداره و..."خلاصه اینکه اگر همه رو برق می گیره ما رو قبض برق!تنها چیزی که انتظارش رو نداشتم این بود که آقای همکلاسی  برداشت معکوس از این سریال داشته باشه  و امیدوار بشه که چنین چیزی ممکنه.

در هر صورت حتی اگر من نخوام کاری به سریال های آبکی و مسخره تلویزیون داشته باشم،ملاحظه می کنید که اونا به زندگی من کار دارن!

هیچ چیزی غیرممکن نیست چه بسا عشق هم بتونه معجزه کنه و دو تا آدم رو که سبک زندگی متفاوتی دارن رو کنار هم قرار بده،اما این یک گزینه ست و تا حد زیادی هم فانتزی و غیر واقعی هست،در زندگی مشترک اختلافات اعتقادی و سیاسی و...تفاوت سبک زیستنتون می تونه مشکلات جدی درست کنه و شما رو از امکان زندگی در کنار همراهی که اشتراکات بیشتری باهاش داشتین و قاعدتا آرامش شما رو در پی داشت،محروم کنه و تکرار همان جمله معروف که "عشق برای یک زندگی لازمه اما کافی نیست".

۹۷/۰۵/۱۳