لاجوردی

اصالت دلنشین خطوط اسلیمی

لاجوردی

اصالت دلنشین خطوط اسلیمی

شرح یک وضعیت

دوشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۰۴ ب.ظ


من نتونستم جواب این سوال رو پیدا کنم،نظر شما چیه؟ 

۹۷/۰۲/۰۳
صبا ...

به وقت شما

نظرات  (۸)

۰۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۲۹ هولدن کالفیلد
خود دانا پنداری موضعی!
پاسخ:
بیشتر توضیح نمیدی؟ 
نکته جالبی که در بحث‌کردن بهش برخوردم اینه که یه وقتایی افراد بحث‌کننده خودشون به حرف خودشون اعتقاد ندارن. :| 
یه حرف‌هایی می‌زنیم که توی رفتار و گفتارمون کاملاً نقضش می‌کنیم. و بعد با چنین سیستمی می‌شینیم بحث می‌کنیم. و انتظار داریم بحثمون نتیجه هم داشته باشه. و به‌صورت پیش‌فرض هم حرف ما به کرسی نشونده بشه.
پاسخ:
تفاوت حرف و عمل
یه سندرم روانی پیچیده ای هست (رذالت اخلاقی) به نام ... (اسم لاتین سختی داشت)
در همین مورد.
که دهه ۶۰ میلادی یه روانشناس اتریشی در موردش آزمایشاتی انجام داد.
اینکه مثلا :
من واقعا بداخلاقم ، و تو عادی هستی
حالا من جدای از اینکه بداخلاقم، و قبول نمیکنم که بد اخلاقم ،، هر روز و به هر بهونه ای هی به تو گیر میدم که: تو چقدر بداخلاقی
و اینو همه جا هم تکرار میکنم که جا بیوفته که تو بد اخلاقی
(تهمت من به تو، بخاطر فساد اخلاق منه،، و منم که واقعا همینطورم)
از نگاه افراد بیرونی هم ما دونفریم که بهمدیگه گیر میدیم و میگیم بداخلاق، در حالیکه هر دو بداخلاقیم!
.
راستش نتایج تحقیقش به این میرسید که تقریبا اکثر آدمهای دنیا این گرایش زشت اخلاقی رو دارن، و دوست دارن انجامش بدن (به همین دلیل نتونستن جزو سندرم ها جاش بدن ) و میگن رذالت اخلاقی.
و معتقده حق درنهایت با کسیه که خودشو بیشتر بشناسه و اونه که درست میگه و میتونه این تفاوت رو درک بکنه (خب حتما همه میگن ما خودمونو میشناسیم و ما اینجوری نیستیم! اینم بگم ، تمام افرادی که شامل این اخلاقیات بودن، هم همین نظرو درمورد خودشون دارن) از نگاه دیگران هم دقیقا مشخص نمیشه دیگه.
.
و اینکه یه روش تست گذاشته که توسط روانشناس انجام میشه، برای نتیجه بحث بین دونفر ، که در این مورد کل کل میکنن که : من اینجوری ام یا تو؟!
.
جهل هم همینه، خیلی چیزای دیگه هم همینه. حتی چایی آوردن! :-/
پاسخ:
چه جالب! 
اگه بخواهیم مته به خشخاش کلمات دخانچی بگذاریم، اتفاقا باید گفت این وضعیت خیلی هم استثنایی و غیرطبیعی یا «زاده ی چیز خاصی» نیست. یعنی آدم ها عمدتا و در وضع عادی در جهل به سر می برند -«استن این عالم ای جان غفلت ست / هوشیاری این جهان را آفت ست»-. حالا اگر کسی پیدا شود که دیگری را به جهل متهم کند، خیلی عجیب نیست که خود او هم به جهل متهم شود.
به بیان دیگه، دومین پیش فرض نادرست این سخن اینه که تنها کسایی می تونند بقیه رو به جهل متهم کنن که خودشون بری از جهل باشن. فرض کنید من زبان عربی بدانم و خطاب به یک انگلیسی زبان بگویم تو عربی نمی دانی، خیلی عجیب نخواهد بود اگر او هم مرا به نداستن انگلیسی متهم کند. حتا این مساله در باره ی یک موضوع واحد هم میتونه رخ بده. مثلا ذیل همین پست کسی ماجرا رو به حسب یک گرایش روان شناختی توضیح داده، دیگری بر اساس نسبت حرف و عمل و ... . چه بسا که نویسنده ی این دو کامنت تا پیش از این، نسبت به حرف های هم در باره ی این موضوع واحد جاهل بوده باشند، اما دلیل نمی شود که حرف هاشان هم هر کدام وجهی از حقیقت را نشان ندهد.
اتفاقا حالت نادرست و مساله دار زمانی ست که همه در عین این که نسبت به موضوعات جاهل اند، همدیگر را عالم و متخصص نسبت به موضوع جا بزنند. مثل برنامه های تلویزیون - از جمله برنامه های اخیر خود دخانچی!- که دو نفر چنان وارد گفت و گو درباره ی مسایل مهم زیست جهان ایرانی می شوند که گویی همه چیز را درباره ی آن می دانند و تنها کاری که باید بکنند، کنار زدن روایت رقیب و اثبات برتری روایت خودشان است. میل به دانستن زاییده ی فهم جهل است و از پس نوعی درد می آید، درد و داغی مبنی بر آنکه دیگری مرا جاهل بخواند و به تحدی بطلبد. پیامد این وضعیت، اگر با فضایی آزاد و سالم رو به رو باشیم، گشایش باب پرسش و پژوهش و تامل است، اما اگر وضع دیگر داشته باشیم، پیامدش جز کینه و گرم شدن بازار ایدئولوژی نخواهد بود... 
پاسخ:
ممنون از نظر موشکافانه شما:) 
نظر من به رند رسوا نزدیکه :)

+ البته گاهی هم علم تقلبی را به جامعه قالب می کنند که اون باز خودش بحث جدای دردناکیه. احتمالا برای عده ای منفعتی داره این مساله.

پاسخ:
با سپاس از شما:) 
چرا فکر میکنید باید جواب همه سوالا رو بدید؟
پاسخ:
اینطوری فکر نمی کنم
چرا دخانچی اینقدر برای شما مهمه؟!! وب پالادیوم یک برچسب مختص این آقا بود! 
پاسخ:
برای من این میزان حساسیت از سمت بعضی مخاطب ها از جمله جنابعالی، عجیبه! آقای دخانچی دغدغه ها و ایده هایی دارن که با من و همفکرانم هم سو و هم جهت هست، و از وجهی با افراد هم صنف خودشون این تفاوت رو دارن که بیش از اینکه مجری خوبی باشن دانشگاهی هستن. سوالات جدی تری مطرح می کنند و دورباطلی رو که در عرصه اندیشه ورزی میبینیم تکرار نمی کنند. با اینکه رسانه فضایی داره که نمی خواد به همچین مباحثی بها بده، با قدرت همچنان در همین فضا ماندند و عقب نشینی نکردند و از بهانه جویی و به کنج گوشه عزلت رفتن و ادای روشنفکری درآوردن،پرهیز کردند . آدم انقلابی بابت تفکرش تلاش می کنه و هزینه میده. تلاش درست! من ایشون رو مصداق یک آدم انقلابی با تعاریفی که در ذهن دارم، می دونم و وظیفه خودم و سایر همفکرانم میبینم که از ایشون حمایت کنیم تا به هدف مشترکی که داریم نزدیک تر بشیم. 
بی منطق بودن 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی