.


پرسش3

"کارشناس محترم برنامه"برچسبی هست که  با توجه به تجربه های قبلی و روند پرسش و پاسخ در وبلاگ های سابق،با پرداختی متفاوت به مباحث پیرامون مسائل سیاسی،اختصاص داده شده،به این شکل که برای شروع،من پرسش و پاسخی رو که اخیرا با دوستانم داشتم به اشتراک می گذارم،شما سوالاتتون رو در بخش "تماس با من" مطرح می کنید و به مجموعه سوالات شما در پست های جداگانه آتی به همین شیوه پاسخ داده میشه،پست ها با برچسب "کارشناس محترم برنامه"قابل دسترسی هست و حتی اگر از مبحثی عبور کرده باشیم و سوال جدی مطرح شده باشه،دوباره بهش می پردازیم و در مجموع مباحثات تاریخ انقضا ندارند.

حالا چرا همزمان جواب نمی دم؟پیشترها وقتی به این شکل اقدام می کردم،پاسخ پرسش ها بعضا از خود پست به اشتراک گذاشته شده،مفصل تر میشد تا جایی که دوستان ناگزیر بودن این طور ارجاع بدن:پست و کامنت ها.از طرفی به نظرم مخاطبان عرصه وبلاگ نویسی در عصر ظهور اینستاگرام و تلگرام و سایر شبکه های مختصر و مفید و سریع،به عصر کامپیوترهای هندلی و اینترنت های Dial-Upتعلق دارند،صبورتر هستند و تمایل دارند پاسخ های دقیق تری دریافت کنند.این تنفس به همه ما فرصت می ده که در مورد سوالاتی که پرسیدیم و جواب هایی که می خواهیم بدیم،بیشتر تامل کنیم.

 

چرا ایران در جنگ سوریه با داعش مداخله کرد؟

جواب این سوال رو با مقدمه ای در این پست شروع کردیم و ادامه پاسخ:

دنیای سیاست دنیای منافع و فرصت هاست.برای همین ابتدا بایستی بدانیم منفعت متقابل بین این دو کشور شامل چه مواردی میشه:

 

منافع رابطه برای ایران

 

1 سوریه بارها مانع اجماع کشورهای عضو اتحادیه عرب علیه ایران در جنگ تحمیلی شده.به طور مثال این کشور،اجلاس سران کشورهای عرب را که در ماه مه 1982 جهت حمایت از عراق برگزار شد،تحریم و برای عدم موفقیت آن تلاش کرد.سوریه توانست به همراه الجزایر و لیبی مانع اجماع کشورهای عرب علیه ایران بشه.

2 سوریه برای کاهش فشارهای کشورهای عربی به خصوص عربستان بر ایران تلاش های فراوانی انجام داده،ضمنا در بعضی از بحران های رابطه ایران و کشورهای عربی،سوریه به عنوان میانجی ایفای نقش کرده.

3 ایران توانست از طریق سوریه رابطه خودش رو با لبنان و فلسطین محکمتر کنه و این اقدام یک اهمیت راهبردی برای کشورمون داشت.

4.طی چند سال گذشته رابطه ایران و سوریه در بعد اقتصادی هم گسترش پیدا کرد و ایران اقدام به صدور تولیدات صنعتی و خدمات فنی مهندسی به این کشورنمود.چند پروژه مشترک مهم اقتصادی در سوریه توسط ایران راه اندازی شد از جمله کارخانه های اتومبیل سازی سایپا و ایران خودرو اقدام به سرمایه گذاری مشترک با طرف سوری جهت تولید اتومبیل در این کشور.همچنین کارخانه سیمان در استان حماه توسط متخصصان ایرانی تاسیس و به بهره برداری رسید.

 

منافع رابطه برای سوریه

 

1.افزایش نقش منطقه ای سوریه از طریق رابطه با جمهوری اسلامی ایران

2.ایران با استفاده از روابط خوب خود با ترکیه زمانی که رابطه سوریه و ترکیه بحرانی شد و این دو کشور در آستانه درگیری قرار گرفتن،توانست با میانجیگری  بحران روکنترل کنه و مانع بروز جنگ بین دو کشور همسایه بشه.

.3 سوریه طی چند سال گذشته  از تجربیات علمی،اقتصادی و صنعتی کشورمون استفاده کرد به طور مثال ایران با در اختیار گذاشتن تجربه خودش در صنعت اتومبیل سازی با مشارکت بخش خصوصی و دولتی سوریه اقدام به ایجاد چند کارخانه اتومبیل سازی در سوریه نمود و به آموزش مهندسان و تکنسین های سوری پرداخت.ضمنا متخصصان ایرانی توانستند در خصوص پروژه های سدسازی،بازسازی نیروگاه های برق و انتقال آب به سوریه کمک شایانی انجام بدن.

4.ارائه تسهیلاتی برای بازپرداخت بدهی های سوریه به کشور

5.افزایش قابل توجه توریسم مذهبی از ایران به سوریه

6.افزایش مشروعیت با بهره گیری از مشروعیت دینی،مردمی و انقلابی جمهوری اسلامی ایران

7.بهره برداری سوریه از مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین و افزایش نقش منطقه ای سوریه

 

 

*به خاطر اینکه پاسخ این سوال خیلی مفصل،هر بار بخشی از پاسخ رو به همراه سوالات جدید در پست های آتی منتشر می کنم،بریم سراغ بقیه سوالات:

اینکه رهبری با توجه به پیشینه توافقات نافرجام ما با آمریکا نسبت به این کشور خوشبین نیست،گزاره غلطی ست چون آمریکا ذاتا نه مکار هست نه نجات بخش،و اگر رهبری ظاهرا مخالفتی نشان نمی دهد و صرفا بی اعتمادی اش را اعلام می کند اما عاملا مانع توافق میان ایران و آمریکاست.

این سوال با پذیرش این پیش فرض که  عاملیت رهبر در سیاست خارجی بیش از حوزه تصمیم گیری ایشون هست،طرح شده.این گزاره خودش مناقشه برانگیز هست و من معتقد به اثر گذاری ایشون هستم ولی نه تا اندازه ای که خارج از حوزه تصمیم گیریش هست.اگر سیاست خارجی این چهل سال رو بررسی بکنیم متوجه میشیم که با وجود مخالفت ایشون مذاکرات صورت گرفته و شکل های مختلفی هم داشته،در دوران هاشمی رفسنجانی،خاتمی،احمدی نژاد و روحانی سیاست خارجی ایران در مقابل با آمریکا یکسان نبوده.اما با این وجود از سمت آمریکا با بدعهدی مواجه شده و این گزاره اثبات شده ست چه آقای خامنه ای موافق این گزاره باشه چه حتی باهاش یک روزی مخالف باشه!این چیزی هست که ما به عینه در واقعیت دیدیم و آن چه که اتفاق می افته دیگه از حوزه انتزاع و نظریه پردازی فلسفی خارج شده و این ها خوشبینیهایی هست که می خواهیم حمل بر مسئله بکنیم.

*این سوال پیش از برهم خوردن رسمی برجام از سوی ترامپ پرسیده شده بود که به نظرم پاسخ رو همه داریم لمس می کنیم و دیگه زیاده گویی نمی کنم بیش از این.

درباره ی ظریف و تیم مذاکرات او به نظر نمی رسد سخن شما سندیتی داشته باشد، دستکم در قیاس با تیم مذاکره کننده ی قبلی. چرا که اولا ظریف در بین دیپلمات های معمتد نظام، تقریبا مسلط ترین فرد به زبان است -سابقه ی مذاکرات پایان جنگ و پذیرش قطعنامه را اگر مرور کنیم میبینیم که مشورت های او به دیپلمات های «انقلابی» چگونه در ختم به خیر شدن آن مذاکرات نقش مثبت داشت. قرینه ی دیگرم، همکاران زبان دانم هستند که برای دیپلمات های وزرات خارجه نظیر شیخ الاسلامی و متکی و ... کار میکنند. گزارشی که آنها از سطح زبان دانی حضرات می گویند توامان خنده دار و گریه آور است!

درباره ی متن خود برجام و ایرادات حقوقی که بر آن وارد است نیز، تحلیل شما آشکارا ابتر است، زیرا تصور می کنید آن را صرفا شخص ظریف و به حسب تمنیات و دانش و درک خویش نگاشته. حال آنکه این متن حاصل توافق 7 طرف با نظام گسترده ای از منافع بین الملل بوده. چنین نیست که ظریف با دکتری حقوق بین الملل و سابقه ی کار و تدریس در واشنگتن فرق stop و cease و cancel را نفهمد، اما اساتید دلواپس گرامی بفهمند. این مفاد درست همان چیزهایی بودند که مذاکرات برای آنها به اطاله و مناقشات بسیار انجامید و اراده ی ظریف در پذیرش آن، نقش نهایی را نداشت. اگرچه در جمع بندی نهایی موافقم که متن برجام متنی ضعیف است، اما بازگرداندن این ضعف به ضعف زبان یا سواد ظریف، شبیه شوخی های سیاسی جناحی ست!

 

 

این سوال هم باز پیش فرض داره که من خواستم شوخی سیاسی و جناحی بکنم!عارضم به خدمتتون که نقل قولی که من در خصوص ناتوانی ظریف در زبان انگلیسی و عدم مشاوره ایشون در خصوص بندهای حقوقی برجام ذکر کردم از جناب دکتر سریع القلم بود که ایشون یک زمانی از مشاوران روحانی بودند و تفکراتشون هم عیان هست که منتسب به جریان سرمایه داری هستند پس نمی تونه یک اظهار نظر جناحی و سیاسی از طرف ایشون تلقی بشه.دانشگاهی هم که جناب ظریف درس خونده قابل قیاس با محل تحصیل استاد سریع القلم نیست و ایشون اظهار داشتن که دانشگاه ظریف خیلی سطحش پایینه و مشخص نیست چرا اینقدر یک وزیر امورخارجه پرسر و صداست و اینقدر درگیر روابط حزبی ست و خودش رو وزیر یک مملکت نمی دونه و چرا از اساس روحانی شخصی رو به این سمت برگزیده که اینقدرمخالف و موافق داره و این رویه اشتباهی در دیپلماسی هست که وزیر ملی فردی منتسب به یک جناح خاص تلقی بشه.هم چنین گفتن که برای موارد حقوقی در برجام بایستی از حقوقدان ایرانی مشغول در سیستم قضایی آمریکا که از مواد حقوقی در نظام قانونی آمریکا اطلاع داره و مسلط هست،استفاده کرد چون بررسی این موارد نیازمند دقت نظر بالایی هست و می تونه با جابه جایی و یا استفاده نابه جا از کلمات برای کشور ما هزینه درست کنه.

 

فرمودید:هر کسی دیگری هم به جای روحانی رئیس جمهور می شد می تونست این اتفاق رو رقم بزنه ولی قاعدتا به شیوه ای خیلی بهتر

نقد: دلیل شما بر این ادعا چیست؟ لابد میدانید که در روش تحقیق چنین ادعایی را "شرطی خلاف واقع" می نامند، یعنی ادعا درباره ی وضعیتی که اساسا رخ نداده. اساسا برای چنین وضعیت هایی نمی توان به یقین ادعایی را طرح کرد، و هر ادعای احتمالی نیز باید مستند به دلایل روشن باشد. دلیل شما چیست؟

بله این درسته که وقتی اتفاقی رخ نداده نمیشه در موردش با صراحت صحبت کرد و در اینجا ایراد به استدلال من وارده و این رو می پذیرم.اما بیشتر از اینکه قصد داشته باشم استدلالی ارائه بدم حدسم رو از شرایط محتمل ذکر کردم که استنادم با توجه به ناکارآمدی رئیس جمهور در حوزه های مختلف فعالیتش هست که حتی درقیاس با رئیس جمهور های پیشین با تاکید ناکارآمدتر بوده و هیچ دستاورد قابل اعتنایی نداشته.

ترجیحات:دوستان اگر سوالی دارید بپرسید،من خوشحال میشم تا اطلاعاتم رو با شما در میان بگذارم و ازتون متقابلا یاد بگیرم،اما ترجیحم اینه که باهام دوستانه رفتار کنید و صادقانه مواضع سیاسی و اعتقادی تون رو ذکر کنید این طوری رغبت پیدا می کنم تا براتون وقت بگذارم و از تحقیقاتم بیشتر براتون بگم."رندی و محافظه کاری و دیدگاهم رو مخفی کنم تا برنده بحث باشم"من رو از پاسخگویی دلزده و خسته می کنه.اگر موضعی دارید اگر طرفدار حزبی هستید حتی اگر حزب ناکارآمد و شکست خورده ای هست،طرفداریتون رو اعلام کنید و دلایلش رو بگید،هیچ ایرادی نداره.من بعد از دوران کارشناسیم و تجربیاتی که کسب کردم دیگه طرفدار هیچ حزب سیاسی نیستم چه به قدرت برسند چه نرسند.دغدغه م منافع مذهبی و ملی خودمه و خب فقط می تونم با صراحت بهتون بگم سمت جریان های لیبرالی و نئو لیبرالی برای کسب قدرت نمی ایستم و این به معنی این نیست که در مقابل سمت جریان های شبه لیبرال بایستم!قصدم هم بیشتر اینه که از هم یاد بگیریم و دنبال نتیجه گیری نیستم و راه رسیدن به جایگاه صاحب نظر شدن رو طولانی می دونم و حقیقتا از اعتماد به نفس کاذبی که ناشی از بی اطلاعی در حوزه های علوم انسانی هست بعضا از دانشجوهای علوم انسانی هم سر می زنه،ناراحتم و امیدوارم یک روزی متواضع تر و صادقانه تر با هم مواجه بشیم.


Designed By Erfan Powered by Bayan