پرسش(خارج از برنامه)

این یک پرسش خارج از برنامه ست!ادامه مطلب،بدون هیچ ویرایشی،نظر رو منتشر کردم.

 

"خب من کامنتا و بحثا رو خوندم… از چند پست قبل تا الان. یک سری چیزا بگم شایدکسانی که در شهرهای بزرگ هستن این ها خیلی براشون ملموس نبوده و اونم اینکه زمان احمدی نژاد کسانی که تو شهرهای کوچیک زندگی می کردن تو مناطق محروم بودن، دیده شدن، در نظر گرفته شدن، از نزدیک رئیس جمهورشون رو دیدن و نامه ها رو مستقیم میدادن به رئیس جمهور و جواب هم می گرفتن بعضا، خیلی ها که ناامید بودن از اینکه روزی خونه دار بشن، صاحب خونه شدن حالا با وجود همه انتقادهایی که به طرح مهر هست اما این پروسه تو بعضی شهرها که مردم مسئولیت پذیر تری داشت خوب پیش رفت و خونه های خوبی هم ساخته شد. (اسم نمیبرم تا اختلاف نشه، ولی دوستان مطلعن من شهرهای مختلفی زندگی کردم و سفر می کنم) همین یارانه مورد انتقاد آب راهه ای بود برای گذران زندگی خیلی ها مخصوصا مردم عشایر که زندگی یکجانشینی ندارن و مسلما نیازی به پرداخت پول آب و برق و... و برخی مردم طبقات محروم. احمدی نژاد سعی می کرد نیازهای مردم رو فوری حل کنه و این بود که وقتی وضعیت گرونی میوه پیش اومد انبارها رو با میوه های وارداتی پر کرد، سعی داشت طبقه ضعیف در شرایط اضطرار نباشن. اینها رو من به اقتضای دورانی ناگزیر ده سال در یک منطقه محروم زندگی کردن به عینه دیدم. قطعا اشتباه داشت اشتباهاتی که ما هنوز هم بابتش داریم تاوان میدیم اشتباهاتی که باعث شد شعارهای توجه به حقوق مستضعفین به شعارهای احمدی نژادی تنزل پیدا کنه و اعتمادها از دست بره و کارگزاران با سواستفاده از این وضع دوباره قدرت بدست بگیرن و وضعیت معیشت مردم رو تا سالهای ریاست جمهوری رفسنجانی عقب بکشن. این شرایط بخشیش به خاطر اعتمادی هست که  احمدی نژاد از ما سلب کرد و بایستی بابتش پاسخگو باشه و شرمنده باشه. باعث شد آرمانهای قشر انقلابی به محاق بره با حمایت از چند نفر با عدم مشورت با تک روی هایی که داشت و و و... . اما می خوام بگم این ویژگیها رو هم  داشت، در این فضای رسانه ای که تنها غول مرحله آخر احمدی نژاد هست، اجازه بدیم از خدماتش هم گفته بشه، شاید برای کسانی که در شهرهای بزرگ بودن قابل لمس نبوده... نمی دونم. اگرچه جهت یادآوری عرض می کنم احمدی نژاد شهردار تهران بود و بیشترین رای رو دور اول از تهران کسب کرد، مردم تهران خیلی ازش راضی بودن به عنوان شهردار. اصول گراها به خاطر مواضع و سخنرانیهاش ازش حمایت می کردن، ولی علت اینکه مردم ازش حمایت می کردن به خاطر این بود که جلوی رفسنجانی ایستاد. شاید حرف تکراری باشه اما نکته مهمی داره  می خوام از کارگزاران بگم تا کمی مسئله برای این نسل جدید که مثل ما در اون برهه ها زندگی نکردن روشن بشه. چرا حافظه تاریخی مردم رفسنجانی رو فراموش نکرده بود و در دوگانه احمدی نژاد رفسنجانی، احمدی نژاد کمتر شناخته شده رو به یکی از ستونهای نظام ترجیح دادن؟ انگیزه ها متفاوته، اما عمده انگیزه مردم دوران سخت ریاست جمهوری رفسنجانی بود. زمانی که کارگزاران حاکم بودن فشار اقتصادی و فاصله طبقاتی به وضعیت قرمز رسیده بود و رفسنجانی معتقد بود:عده ای بایستی در زیر چرخ های اقتصاد له بشن تا مملکت توسعه پیدا کنه. این نگاه و سیاست بی رحمانه که عملا اعمال شد و بخشی از سالهای زندگی ما رو سوزوند و مردها رو مجبور کرد با وجود شغل دولتی  مسافرکشی هم بکنن تا فقط اجاره خونه شون تامین بشه، باعث از دست رفتن عزت و آبروی قشر ضعیف شد، باعث تنزل سطح زندگی مردم متوسط و ثروت روز افزون طبقه خاص شد، باعث شروع ویژه خواری ها و رانت ها شد چرا که ارزش های انقلابی، وجدان کاری و... جای خودش رو به ارزش نان داد و... اصلاح طلب ها در این برهه به نوعی حزب چپ اسلامی بودن و مخالف زیاده خواهی و رویه کارگزاران و مخالف رفسنجانی و زندانی های سیاسی و نویسنده گان عالیجناب سرخپوش، و صاحب روزنامه های توقیف شده. اصلاح طلب ها زاویه داشتن چون یک هویت تعریف شده داشتن از مرام حزبی خودشون، مرام حزبی که با گذر زمان با انتخاب شدن خاتمی به ریاست جمهوری تا چهار سال نخست تقریبا دوام اورد اما بعد در سراشیبی قرار گرفت و اون ها رو با اتفاقات مختلف به سمتی برد که با کارگزاران دست دوستی دادن! تغییر هویت حزبی تا جایی پیش رفت که الان در دوره ما اصلاح طلب های پیشگام معتقدن که اصلاح طلبی از درون تهی شده و اگرچه بر مسند قدرت هستن اما آنچه که امروز میبینیم اصلاح طلبی نیست بلکه پوسته ای ست که قدرت طلبان بر تن دارن. بله ذات قدرت، اصلاح طلب های چپ اسلامی رو هم تغییر داد. می دونم شاید با این بخشش آشنایی نداشتین تصور می کردین اصلاح طلبی یعنی خاتمی و تئاترها و فیلم ها ی سینمایی ساختارشکن زمانش و آزادی های مدنی و روزنامه های نشاط و سلام. اما این نگاه اقتصادی اصلاح طلبی بود چون پایه گذاران اصلاح طلبی در ایران از طبقه ضعیف و متوسط جامعه بودن اما همانطور که گفتم تغییر کردن تا جایی که از اصلاح طلبی تنها لفظی باقی مونده تا جایی که نادرفتوره چی اصلاح طلب از سمت خود اصلاح طلبان حاضر به مارکسیسم بودن برچسب می خوره! تناقض ها این طور اتفاق افتاد. رویه ای که الان شما میبینید رویه کارگزاران هست که نتیجه اصلی و مستقیمش فاصله طبقاتی هست با این تفاوت که الان اصلاح طلبی جز جریان های مقابلش نیست بلکه حامی قدرت حاکم و آمیخته با سودها و گریزان از هزینه دادن که مقتضای جنبش های اصلاح طلبیه، هست! متاسفانه همه چیز اصالت خودش رو از دست داده و حالا شعارها و وعده های این جریان قابل اعتماد مردم نیست، چرا که طمع قدرت بیشتر از میل به اصلاح در این جریان تبلور پیدا کرد… و در این انتخابات اخیر اگر حمایت مالی و قدرت کارگزاران نبود و تبانی این دوجریان و ایجاد ترس برای کسب احترام برای اصلاح طلبان، پیروز انتخابات نمیشدند و احترامی که با ترس حاصل بشه...

 

امیدوارم همه اون چیزهایی که آماده کرده بودم اینجا ذکر کنم رو گفته باشم، قصدم تببین بود و آسیب شناسی، شاید در برهه دیگری به اصول گراها بپردازیم، این که اصلاح طلبها بیشتر در معرض کنکاش هستن به سبب هم گستره اثرگذاریشون هست و هم اینکه در قیاس با اصولگراها من آشناتر با قواعد سیاست میدونمشون. اگرچه الان خیلی ضعیف تر و خالی تر شدن و متاسفانه با تنفس مصنوعی هم نمیشه این جریان رو احیاش کرد. “

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan