ساده نویسی درباره رنج

وقتی می فهمم یکی "رنج کشید" باهاش بیشتر رفیق می شم چون رنج یک ورژن آدم رو ارتقا میده، البته در مواجهه با رنج همیشه فقط دو تا انتخاب هست: یا به آدم بهتری تبدیل بشی یا بذاری رنج از تو یک هیولا بسازه. رنج می تونه ایمانت رو نسبت به خدا، باور و اعتمادت رو نسبت به آدمها و خوشبینیت رو نسبت به روند زندگی از بین ببره. در نتیجه تو تبدیل میشی به کسی که در مقابل این حجم از تلخی که داره به سمتش میاد باید مقاومت نشون بده. مقاومت از نوع سنگ و میخکوب شدن به زمین نیست، مقاومت گاهی رودخونه اس نرم و آرام در دل رنج رفتن و حل کردنش در خودت و صاف و شفاف کردنش با سنگهای صیقلی درونت. مقاومت اینه که آرامش بدی، گاهی سخت بکوبی به سنگ ها و اینقدر ادامه بدی تا راهت باز بشه. مقاومت یعنی روح داشته باشی... صدای آرامش بخش داشته باشی... بتونی تشنه ها رو سیراب کنی... مقاومت یعنی اینکه درسته که از سرچشمه ات فاصله گرفتی اما اگر ادامه بدی وارد چرخه بشی بذاری "هستی" تو رو به رسمیت بشناسه و جدی بگیره، دوباره به سرچشمه برمیگردی و بارها و بارها از یک قطره متولد میشی و مثل یک رودخونه ادامه پیدا می کنی.

شما رنج رو چه طور میبینید و با رنج ها چه کار می کنید؟ رنج ها چه نتایجی در زندگیتون داشتن؟ 


+حال برادرزاده ام رو به بهبودی هست، ممنونم که هیچ وقت محبتتون رو ازم دریغ نمی کنید و رفیقانه کنارم موندید. ببخشید اگر نگرانتون کردم. بازم ممنونم از پیام های پرمهرتون


برای آدم هایی که رنج کشیدن احترام قائلم. حالا هر کدوم از این دو راه رو انتخاب کرده باشن. اگه سعی کرده باشن جلوی تلخ شدن وایستن حتی اگه ناموفق باشن بازهم به نظرم آدم های محترم تر و دوست داشتنی تری هستن. البته باید در اندازه ی همون رنج واکنش داده باشن بهش‌. کسایی که مدام غر میزنن و خودشون رو بدبخت میدونن در حالی که همچین رنجی هم تو زندگی اشون نبوده رو دوست ندارم. 

 

 

 

خدا روشکر ایشالا خیلی زود سلامتی کاملشون رو به دست بیارن :)

چه جالب تو به کیفیت مواجه با رنج اهمیت دادی و اون رو شبیه یک طیف دیدی:)
ممنونم

سلام

پذیرفتم که رنج وجود داره، تموم نمیشه، کم نمیشه، برای همه هست.

خدا رحمانه، اگر در شرایط نامطلوبی هستی به رشد خودت کمک میکنه

ظن خوب به خدا نجات بخشه، هر اتفاقی حتی منحوس ترینشون: الخیر فی ماوقع

ثمره چندین سال درگیری و فرسایش در باب رنج رسیدن به همین چندجمله بود و الان زندگی شیرین تره‎(:‎

سلام رفیق 
نگاه عارفانه به رنج، هر آنچه از دوست رسد نیکوست...اینجا حتی میشه به جای کلمه مقاومت از کلمه نرمتر پذیرش استفاده کرد:) 

نمیدونم بهش میشه گفت عارفانه یا منطقی

چون یه عمر با انتظار یه روز خوب میاد، غمها تموم میشن، پایان خوش و خیلی سیندرلایی طور بزرگ میشیم و میبینیم که خب پس چرا نمیشه؟ بعد این انتظار کش میاد تا ناامید میشیم بعد افسرده و تلخ

بعد از تلاش چندساله پذیرفتم اصلا هپی اندینگ اساسا مطرح نیست شاید الان سندرلا هم از شاهزاده جداشده نامادری سفیدبری ام زنده شده😁

فاز مجله موفقیت و حلت و پائولو کوئیلو طور که یه خبری یه موفقیتی یه چیز فوق العاده ای بعدا هست

در صورتی که حل کردن مساله های امروز باعث میشه فردا موفق بشی نه چیز دیگه ای

تلاش و امید داشتن

اینکه همونقدر سنگ جلوی راه توئه برای بقیه ام هست، اگه نمیبینی دلیل بر نبودن نیست

پای حرفهای آدمهای زیادی نشستم و ادامه قصه هاشون بعد از هپی اندینگ ها رو شنیدم که خب دیدم هیچ رنجی تموم نمیشه فقط با موقعیت تو عوض میشه

اینکه تو اگر از اولین رنج درس گرفتی و خودت رو به یه ورژن بهتر تغییر دادی، فبها؛ اگر نه انقدر این ادامه پیدا میکنه تا بالاخره بپذیری

و توی این حجم مصائب، رحمان بودن خدا رو بالاخره دیدم، چیزی که قبلا اعلام میکردم من اعتقادی بهش ندارم و وجود نداره.

و تهش اینکه هرچیزی بکاری درو میکنی، شانسی و الله بختکی که نیست😁

 

 

انتظار و امیدواری گاهی تحمل رنج رو سخت تر هم می کنه:) 

چقدر قشنگ نوشتی صبا، عمیقا تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.
چیزی که در مورد رنج زیباست شاید همین باشه. اینکه ممکنه انواع مختلف داشته باشه اما کُلیت مشابهی برای همه داره. در واقع تمام آدم ها در گرفتار شدن به رنج و درد با هم اشتراک دارند(می تونیم بگیم تمام موجودات!). این مسئله که بفهمی هم نوعی داری که می تونه نفس ِ رنج رو بفهمه، باعث میشه تحملش کمی ساده تر بشه.

به به زهرا جان، چه خووووب اگه اینطور بوده:) 
آره درست میگی منم گاهی با رنج که مواجه میشم به خودم میگم:چرا من؟! و فکر می کنم نکنه مورد غضب خدایان واقع شدم:)) اما فهم این اشتراک تحملش رو راحت تر می کنه، مخصوصا اینکه یه وقتایی به بقیه نگاه می کنم و یاد میگیرم

 

بعضی از درد و رنج ها میتونن انسان ساز باشن ... البته به برخورد آدمها با درد و رنج بستگی داره ... 

آره ما هستیم که نشون میدیم درد چه چیزی رو در ما منعکس می کنه

ببخشید! پستتون رو که خوندم اومدم کامنت بذارم، از بس طولانی شد، سو استفاده کردم کامنته رو پست کردم ^_^

http://helenpraspro.blog.ir/1399/03/23/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B5%D9%84%D8%AD

خواهش می کنم عزیزم، کار خوبی کردی، پستت رو خوندم ارزشش رو داشت که یه پست مستقل بشه:)

نوشته ات رو خوندم:چه باحااال نوشتی! و چه زاویه دید متفاوتی داشتی:)

لذت بردم

چالشت هم جالب بود شاید بهتره بگم یکی از بدیهیات ذهنی رو پیش فرض هاش رو زیر سوال بردی، این خیلی تحسین برانگیزه، بازم ممنونم ازت:) 

ما بلد نیستیم اینقدر زیبا درمورد اثر رنج هامون بنویسیم. نهایتش چار تا فش میدم و در جریان همون رودخونه که گفتی با نرمش ادامه میدم و بازم فش میدم :-)

ولی رنج کشیده ایم... امیدوارم ارتقا هم پیدا کرده باشیم در پی اش.

ما در محضر شما تلمذ کردیم استاد:)
ان شاالله سلامت و برقرار باشید، همیشه به یادتون هستیم و براتون دعا می کنیم. 

جز عهد وفای تو که محلول نگردد

هر عهد که بستم ، هوسی بود هوایی

گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی

گفتم منم غریبی از شهر آشنائی
Designed By Erfan Powered by Bayan