پرسش+ضمیمه

 

سلام رفقا قصد دارم در این نوشته با اندک اطلاعاتی که در زمینه تاریخ و علوم سیاسی دارم،سعی کنم وضعیتی که در آن قرار گرفتیم رو براتون کمی تشریح کنم.این نوشته مجموعه ای از فرضیات ،انگاره های ذهنی من رو با توجه به آموخته ها و تجربیاتم رو دربرمیگیره از این رو بی نقص نیست.مسلم هست که پس از خواندنش برای شما سوالاتی پیش بیاد اما حقیقتش من همچنان در وضعیتی نیستم که آمادگی پاسخگویی داشته باشم،از این رو با درک دغدغه های شما و احترامی که براتون قائلم به خاطر این که ناگزیرم کامنت ها رو ببندم ازتون عذرخواهی می کنم.

آیا اعتراض ما به شهادت سردار به معنای چرخش مواضع ما نسبت به بی عدالتی های آبان ماه است؟

خیر.اگر پست های مربوط به آبان ماه رو مطالعه کرده باشید من در بخش نظرات، این وضعیت پیش آمده رو پیش بینی کردم و هم خطری رو که مشروعیت نظام متوجه اش هست،گوشزد کردم.اشاره کردم به واقعه تاریخی حمله مغولان به ایران در زمان خوارزمشاهیان.پیش از پرداختن مفصل و یادآوری نکاتی که گفتم،قصد دارم ابتدا درباره اهمیت دید تاریخی در تحلیل مسائل سیاسی براتون بگم و اینکه چرا دوران حمله مغول رو برای مثالم انتخاب کردم.تاریخ مادر سیاست است و حقیقتا مطالعه تاریخ مواجهه شما رو با مسائل تعمیق می بخشه،شما رو از هیاهوی حاکم بر شرایط سیاسی به پشت پرده وقایع و دیدن دورنما سوق می ده،شما رو متوجه نتیجه تصمیمات سیاستمداران می کنه.کسانی که در  زمینه تاریخ مطالعه می کنند بیش از دیگران متوجه اهمیت صلح و راه های دستیابی با توسل به تاکتیک هستند. اما گاهی راه رسیدن به صلح از جنگ می گذره و این یک حقیقت تلخ هست،(نمی خوام با گفتن این نکته نتیجه ای رو بر شرایط حال حاضر تحمیل کنم،این رو صرفا به عنوان یک گزاره عقلی گفتم و در ادامه بحث چرایی اش رو تشریح خواهم کرد).اما چرا حمله مغولان؟حمله مغولان شاخص ترین اتفاق غم انگیز تاریخ ماست،دورانی که بیگانه گان بر این کشور مسلط شدند و تا سال ها حاکمان این سرزمین بودند،دورانی که نه تنها امنیت که فرهنگ و تمدن ما به لبه پرتگاه می رفت و اگر نبود هشیاری پیشینیان ما ،مغولان با لباس ها و خط و زبان فارسی از این کشور خارج نمی شدند. این واقعه به دلیل مکرر پرداخته شدن بهش برای هر ایرانی آشناست و کمتر ایرانی را می شود دید که از حمله مغولان به ایران در حد تیتر ماجرا، هم نداند.پس به مدد این آشنایی می شه گزاره های مشترکی برای گفت و گو پیدا کرد و همذات پنداری مخاطب با این واقعه بیشترهست.اما نکته دیگر این است که ما در این دوران نه تنها مورد بی عدالتی در عرصه داخلی کشور بودیم و مردم به ستوه آمده بودند،که مردم به ستوه آمده دروازه ها رو به روی بیگانگان گشودند.پس دو اشتباه تاریخی عمده رخ داد:نابه سامانی داخلی کشور که حاصل بی تدبیری بود و احساسات مردم به ستوه آمده که حاصل توجه نداشتن به دورنمای اقدامی بود که انجام می دادند.خاصیت تاریخ و مطالعه اش در اینجا مشخص می شه که  در هیبت یک پیر دانا از ما می خواد دست از تکرار اشتباه بکشیم و جلوی واقعه رو قبل از وقوع بگیریم.هشیاری تاریخی، ما رو از مصیبت های آینده محفوظ نگه می داره.تماشا کنید چه جمعیتی به پیشواز پیکر سردار آمدند،به نظرتان این جمعیت از وضعیت جامعه ناراضی نیستند؟شاید حاکمان این سرزمین این بیتابی مردم رو به خودشون منتصب کنند،شاید آن را فصل الخطاب فاصله میان خودشون و مردم بدونن و فکر کنن پل های اعتماد روشن شده ولی اینگونه نیست.اگرچه این گزاره ها هم دستاوردی برای آن ها رقم خواهد زد ولی این همه ماجرا نیست،مردم ایران در ناخودآگاه جمعیشان نسبت به تسلط بیگانه بر کشورشان حساسیت بالایی دارند،چرا داستان حمله مغولان برای همه شما آشناست؟چون مکررا از بزرگ ترهای خودتون شنیدید.حتی این روایت خونبار در غالب کنایه های زبانی و ضرب المثل ها و اشعار، سینه به سینه به نسل های بعد منتقل شده.این میراث پیشینیان برای ماست.میراث پدران و مادران این سرزمین تا از ما در مقابل اتفاقات آینده محافظت کنند.ناخودآگاه جمعی ملت ها رو همین فرهنگ مسلط و همین روایت های عامه می سازد همین تجربیات تاریخی و پیشامدهای تلخ رقم می زنه.برای همین هست که مردم ایران در گلوگاه های سخت پس از آن، همیشه دلاور مردان و زنانی داشتند که جلوی بیگانگان بایستند و راه رو بر تکرار استثمار شدنشون ببندند.اگر می بینید دوستان من در وبلاگ هاشون خشم و ناراحتی شون رو از بی تفاوتی برخی مردم نشان می دهند به حقایقی از این دست توجه دارند،آنها به مدد مطالعاتشون بر این اتفاقات واقفن و می خواهند جلوی این چرخه رو بگیرند و ناآگاهی جمعی آزرده و ناراحتشون می کنه.

در آینده چه اتفاقی قرار است بیفتد،آیا ما وارد یک جنگ می شویم؟جنگ جهانی سوم رقم خواهد خورد یا ؟

بخشی از فضایی که در دنیای مجازی میبینید واقعی ست:شعارها،احساسات،نفرتها و عشق ها.خط و نشان کشیدن ها و صف آرایی ها اما قطعا برخی از تحرکات برای این هست که بر تصمیات کلان و شیوه انتقام تاثیر بگذارند و فشاری روی تصمیم گیرندگان در عرصه نظامی و مملکتی وارد کنند.اما قاعدتا هوشمندانه نیست گوش سپردن به این احساسات برای تصمیم گیری.

اما چه اتفاقی رخ داده؟جنگ ایران و آمریکا پس از حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه و تهدیدی که برای امنیت منطقه ایجاد کرد ،سال هاست که شروع شده.آمریکا با کشورهای منطقه ما یا مستقیما وارد جنگ شده یا آن ها رو به پایگاه های نظامی خودش تبدیل کرده اما ایران در این میان نه مستقیم وارد جنگ با آمریکا شده نه تبدیل به پایگاه نظامی آمریکایی ها شده.ایران با تصمیماتی که تا امروز در عرصه سیاست خارجی گرفته سعی کرده در عین رویارویی با آمریکا کمترین هزینه رو پرداخت کنه برای همین به جنگ نیابتی با آمریکا دست زده،سالهاست گروه های شبه نظامی ایران با گروه های شبه نظامی آمریکا درگیرند.آمریکا گروه های نظامی و تکفیری رو در خاورمیانه تقویت می کنه و ایران گروه های اسلامی رو در مقابل آمریکا به صف می کنه.پس ما مدت هاست وارد جنگ نیابتی با آمریکا شدیم.خواست دولت های آمریکایی هم تا الان عدم رویارویی مقابل با ایران بوده به جهت موقعیت سیاسی و ژئوپلیتیکی که ایران داره و دلایل متعدد نظامی و تمدنی ،مواجه مقابل با ایران برای آمریکا به صرفه نیست.ترامپ با تصمیمش برای ترور سردار سلیمانی قصد داره این مواجه رو تغییر بده و با ایران مستقیما وارد جنگ بشه.چرا؟انگیزه های متعددی می شه برای این تصمیم پیدا کرد .یکی وضعیت نابه سامان داخلی ایران هست که ترامپ رو به این نتیجه رسونده که ایران در وضعیت آسیب پذیری هست و میزان مشروعیت حاکمیت هم نزد مردم پایین آمده پس مردم ایران از همراهی با دولتشون سرباز می زنند و ایران به نقطه ای رسیده که میشه بهش تیر خلاص زد.از طرفی مسئله اسرائیل هست که پیشتر ها درباره اهمیتش برای آمریکا گفتم، به عنوان پایگاه آمریکا در حوزه خاورمیانه و از طرفی وزنه ای که آمریکا رو همچنان به عنوان هژمون منطقه رسمیت می بخشه.اما دوران گذار فرا رسیده،آمریکا در وضعیتی قرار گرفته که احتمال اینکه سرنوشتی شبیه روسیه در منطقه پیدا کنه،نزدیک هست.قدرت اقتصادی آینده، چین تمام تلاشش رو می کنه که با ایران و روسیه یک پیمان منطقه ای درست کنه و در مقابل آمریکا صف آرایی کنند.تحلیلگران معتقدند عبور ایران از گلوگاه های سخت اقصادی و سیاسی  و دوام آوردنش تا دوران افول قدرت آمریکا در منطقه خاورمیانه اون رو به یکی از سه ضلع قدرت در منطقه خاورمیانه تبدیل می کنه.نمی خوام بگم این وضعیت به نفع ماست یا به ضرر ما.درباره محاسبات آمریکایی صحبت می کنم و دورنمایی که برای منطقه دیدن و برای همین می خوان آخرین خونه این صفحه شطرنج یعنی ایران رو هم فتح کنند تا دوباره بتونن بازی رو در دست بگیرند.

چرا ما باید واکنش نظامی نشون بدیم؟

اینکه ایران قراره چه تصمیمی برای رویارویی بگیره رو من هم نمی دونم ،اما تحلیلم این هست که ایران نباید وارد بازی که ترامپ شروع کرده بشه و همچنان قاعده بازی رو روی اقدامات تلافی جویانه و تاکتیک جنگ نیابتی ادامه بده،این کار هزینه جنگ رو برای ما نداره و در عین حال گوشمالی دشمن هست .اما هدف حمله قاعدتا غیر قابل پیش بینی و متفاوت با رویارویی های پیش از این هست و ممکنه وسعت حادثه بزرگتر باشه.

نمیشه هیچ کاری نکنیم،یا از راه حل های دیپلماتیک برای حل مسئله استفاده کنیم؟

در کنار راه حل های دیپلماتیک متاسفانه ما ناگزیر به تیک زدن گزینه نظامی هستیم.بر اساس دیدگاه رئالیسم تهاجمی ،کشورها در زمانی که امنیتشون تهدید میشه تنها زبانی که برای مواجه باقی می مونه رخ نشان دادن نظامی هست(از همین رو هست مانورهای نظامی و قدرت نظامی که کشورها هر چند وقت یکبار به نمایش می گذارند یا ازش صحبت می کنند) وگرنه کشور مهاجم حرکت بعدی رو سخت تر به ما وارد می کنه و احتمال تجاوز به داخل خاک افزایش پیدا می کنه.مواجه نظامی ایران کشاندن جنگ به بیرون مرزهای خودش هست تا صدمات کمتری متوجه اش باشه.

 

 

فعلا تا اینجا کافیه به نظرم،خیلی چیزها در ذهنم بود که یا فرصتش نیست یا از خاطرم رفته یا اینجا همچنان ظرفیت پرداختن بهش وجود نداره....شاید روز های آتی نوشتم ...شاید...

 

 ضمیمه:


 

 

👈کلیک کنید. 

 

پرسش:الاحوازی ها چه کسانی هستند؟

 

 

 

 


پرسش(خارج از برنامه)

این یک پرسش خارج از برنامه ست!ادامه مطلب،بدون هیچ ویرایشی،نظر رو منتشر کردم.

 


پرسش3

"پرسش"برچسبی هست که  با توجه به تجربه های قبلی و روند پرسش و پاسخ در وبلاگ های سابق،با پرداختی متفاوت به مباحث پیرامون مسائل سیاسی،اختصاص داده شده،به این شکل که برای شروع،من پرسش و پاسخی رو که اخیرا با دوستانم داشتم به اشتراک می گذارم،شما سوالاتتون رو در بخش "تماس با من" مطرح می کنید و به مجموعه سوالات شما در پست های جداگانه آتی به همین شیوه پاسخ داده میشه،پست ها با برچسب "کارشناس محترم برنامه"قابل دسترسی هست و حتی اگر از مبحثی عبور کرده باشیم و سوال جدی مطرح شده باشه،دوباره بهش می پردازیم و در مجموع مباحثات تاریخ انقضا ندارند.

حالا چرا همزمان جواب نمی دم؟پیشترها وقتی به این شکل اقدام می کردم،پاسخ پرسش ها بعضا از خود پست به اشتراک گذاشته شده،مفصل تر میشد تا جایی که دوستان ناگزیر بودن این طور ارجاع بدن:پست و کامنت ها.از طرفی به نظرم مخاطبان عرصه وبلاگ نویسی در عصر ظهور اینستاگرام و تلگرام و سایر شبکه های مختصر و مفید و سریع،به عصر کامپیوترهای هندلی و اینترنت های Dial-Upتعلق دارند،صبورتر هستند و تمایل دارند پاسخ های دقیق تری دریافت کنند.این تنفس به همه ما فرصت می ده که در مورد سوالاتی که پرسیدیم و جواب هایی که می خواهیم بدیم،بیشتر تامل کنیم.


پرسش(2)

"پرسش"برچسبی هست که  با توجه به تجربه های قبلی و روند پرسش و پاسخ در وبلاگ های سابق،با پرداختی متفاوت به مباحث اختصاص داده شده،به این شکل که برای شروع،من پرسش و پاسخی رو که اخیرا با دوستانم داشتم به اشتراک می گذارم،شما سوالاتتون رو در بخش نظرات مطرح می کنید و به مجموعه سوالات شما در پست های جداگانه آتی به همین شیوه پاسخ داده میشه،پست ها با برچسب "پرسش"قابل دسترسی هست،و حتی اگر از مبحثی عبور کرده باشیم و سوال جدی مطرح شده باشه،دوباره بهش می پردازیم و در مجموع مباحث تاریخ انقضا ندارند.

حالا چرا همزمان جواب نمی دم؟پیشترها وقتی به این شکل اقدام می کردم،پاسخ پرسش ها بعضا از خود پست به اشتراک گذاشته شده،مفصل تر میشد تا جایی که دوستان ناگزیر بودن این طور ارجاع بدن:پست و کامنت ها.از طرفی به نظرم مخاطبان عرصه وبلاگ نویسی در عصر ظهور اینستاگرام و تلگرام و سایر شبکه های مختصر و مفید و سریع،به عصر کامپیوترهای هندلی و اینترنت های Dial-Upتعلق دارند،صبورتر هستند و تمایل دارند پاسخ های دقیق تری دریافت کنند.این تنفس به همه ما فرصت می ده که در مورد سوالاتی که پرسیدیم و جواب هایی که می خواهیم بدیم،بیشتر تامل کنیم.


پرسش(1)

"پرسش"برچسب تازه ای هست که قراره در این وبلاگ ازش رونمایی بشه،با توجه به تجربه های قبلی و روند پرسش و پاسخ در وبلاگ های سابق،تصمیم گرفتم یک بخش جداگانه البته با پرداختی متفاوت رو به این مباحث اختصاص بدم،به این شکل که برای شروع،من پرسش و پاسخی رو که اخیرا با دوستانم داشتم به اشتراک می گذارم،شما سوالاتتون رو در بخش نظرات مطرح می کنید و به مجموعه سوالات شما در پست های جداگانه آتی به همین شیوه پاسخ داده میشه،پست ها با برچسب "پرسش"قابل دسترسی هست،و حتی اگر از مبحثی عبور کرده باشیم و سوال جدی مطرح شده باشه،دوباره بهش می پردازیم و در مجموع مباحث تاریخ انقضا ندارند.

حالا چرا همزمان جواب نمی دم؟پیشترها وقتی به این شکل اقدام می کردم،پاسخ پرسش ها بعضا از خود پست به اشتراک گذاشته شده،مفصل تر میشد تا جایی که دوستان ناگزیر بودن این طور ارجاع بدن:پست و کامنت ها.از طرفی به نظرم مخاطبان عرصه وبلاگ نویسی در عصر ظهور اینستاگرام و تلگرام و سایر شبکه های مختصر و مفید و سریع،به عصر کامپیوترهای هندلی و اینترنت های Dial-Upتعلق دارند،صبورتر هستند و تمایل دارند پاسخ های دقیق تری دریافت کنند.این تنفس به همه ما فرصت می ده که در مورد سوالاتی که پرسیدیم و جواب هایی که می خواهیم بدیم،بیشتر تامل کنیم.

گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی

گفتم منم غریبی از شهر آشنائی
Designed By Erfan Powered by Bayan