مسئله ایمان

"اگر ایمان داشتم با رگینا ازدواج می کردم".

‏این جمله به قدری فشرده و دقیق است که کل فلسفه کی‌یرکگارد و تمامی تجربه زیستی و البته ایمانی او را در خود بازتاب میدهد ‏بی تردید اگر با جهان پیچیده و البته به غایت میخکوب کننده او آشنا شوید، از شنیدن یا خواندن این جمله به شکلی وصف ناپذیر هیجان زده میشوید ‏ در کل تاریخ هرمنیوتیک و البته الهیات مسیحی از بولتمان گرفته تا پانن برگ و پاسکال و ، دعوا بر سر یک دو گانه است:
‏اول ایمان بیاور، بعد بیاندیش ‏
اول بیاندیش، بعد ایمان بیاور ‏
عظمت کی‌یرکگارد در اینست که کل این دوگانه را از هم فرومیپاشد ‏:
او به ما نشان میدهد که محدودیتهای عقل انسانی قادر به درک امر نامتناهی خدا نیست «در برابر خدا ما همیشه بر خطاییم» ایمان مسئله‌ای آنی و فوری نیست که یک لحظه بیاوریم و بگذاریم بالای طاقچه «ایمان مسئله‌ایست برای کل عمر»
‏بنابراین دو گزاره، دعوا بر سر تقدم و تاخیر اندیشه و ایمان از بیخ مهمل است چون هر دو واجد نابسندگی‌ست ‏او برای تفهیم مفهوم «ایمان» به مثال ازدواج به مثابه امری واجد ریسک و شکلی از پریدن در تاریکی اشاره میکند و نشان میدهد «ایمان» چیزی شبیه «ازدواج» است پر ریسک و البته مسئله ای برای تمام عمر ‏او خود حاضر به ازدواج با نامزدش رگینا اولسن نشد، اما تا پایان عمر در عشق او سوخت ‏او هم در آثار و هم در زندگی خود تنش انسان با مسئله ایمان و گذرا نبودن این تنش را نشان داد ‏از همین رو جمله بالا عطف به این نکته که او حاضر نشد با رگینا ازدواج کند به یک معنا ریسک کند و ایمان بیاورد اما تا پایان عمر درگیر ازدواج با رگینا بود ،عصاره‌ کل حیات فردی و فکری اوست.
نادرفتوره چی
گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی

گفتم منم غریبی از شهر آشنائی
Designed By Erfan Powered by Bayan